بتاب ای جان خوش آواز عالم
ببخش زان مخزن پر راز عالم
توآن ماه ضیا بخشی به گیتی
شه جانبخش وهم جانباز عالم
تو مصباحی و نور عرش پیما
توئی نقاش و منظر ساز عالم
تو آن ثاری که راز پرده بگشود
ز غیبستان خوش دمساز عالم
چو جانستان جانی باغ جانی
سرافیل دل و خوش ساز عالم
دگرگون شد طریق قاف و عنقا
از آن عنقای خوش پرواز عالم
رهید از جان و جانان را تماشا
چنین است جان بی انباز عالم
چو جبریل و شراب شاه جانان
خود آن معشوق زرین ناز عالم
خوشا آنکو که بیند روی ماهت
شود عاشق بدان مه ساز عالم
ما را در سایت جمال حق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35