از جهان دو بانگ می آید به ضد تا کدامین را تو باشی مستعد
مولانا در این بیت با اشاره به اصل تضاد ها می گوید: ماهیت این عالم محسوس آن است که دو آهنگ و دو آواز و فراخوان متضاد صادر می کُند و در حقیقت دو راه را نشان می دهد، ای انسان اینک تو بنگر که به کدام سو کشیده می شوی و گوش تو کدامین صدا را می شنود و به چه سوئی گام بر می داری، این دو بانگی که در این جهان آدمی را فرا می خواند چنان است که از یک سو طالبان حیات طبیب و حقیقت خواهان و پرهیزکاران را به بقای جان و زندگی جاودان و به آفریدگار جهان دعوت می کند و از سوی دیگر تیره بختان و اهل شقاوت را فریب می دهد و به جانب نَفس اماره و منِ حیوانی می کشاند، از نظر مولانا دنیا همواره فریاد می زند که من دنیای فانی ام و فانی بودن منِ دنیا به این معناست که به من دل مبندید و بر من شیفته نشوید.
این بانگ را متقیان می شنوند و از جذبه های فریبنده جهان ماده دوری می گزینند و روح و جان خود را از آلودگی ها دور می کنند، فریاد دیگر دنیا آن است که می گوید: من دنیای زیبا و لذت آور و پر جذبه ام بیائید و در من بیاویزید و شکوه و جلال مرا ببینید، این بانگ را سیه روزان و گم گشتگان فریب کار می شنوند و از آنجا که این بانگ با اوصاف درونی آنان هماهنگ است به آن پاسخ می دهند و بدان سو کشیده می شوند، دنیا همواره فریاد برداشته است که ای انسان جنبۀ ظاهری دنیا چونان شکوفه و گل های زیبائیست که بر بوته خار روئیده است و تو را مجذوب خود می سازد لیکن این گلهای ظاهری به زودی خواهد ریخت و آنچه باقیست بوتۀ پر از خاری است که باطن دنیا را منعکس می کند و آن رور مجزوبان دنیا را راهی نیست:
آن یکی بانگش نُشورِ اَتقیا وآن یکی بانگش، فریب اَشقیا
من شکوفۀ خارم، ای خوش گرم دار گل بریزد، من بمانم شاخ خار
اَتقیا= پرهیزکاران
آشقیا= تیره بختان
خوش گم دار= کسی که مجذوب می شود
جمال حق...ما را در سایت جمال حق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135