این جهان و اهل آن بی حاصل اَند هر دو اندر بی وفائی یک دل اَند
وفای به عهد و پایداری بر آن در طول تاریخ همواره مورد توجه صاحبان خرد و عارفان و انبیاء عطام قرار داشته است و تا آنجا اهمیت یافته است که تنها وجه مُمیزۀ انسان با سایر موجودات را توانائی عهد بستن در دایره اراده و اختیار انسان دانسته اند و گفته اند تنها موجودی که می تواند تعهد کند، انسان است و از این رو مهمترین شاخصه آدمی عهد نهادن و وفای به آن است. مولانا در این بیت و ابیات بعدی به تبیین این موضوع پرداخته و می گوید: بنیاد این عالم بر بی وفائی استوار گشته است و نفس حیوانی که نماد دنیاست همین ویژگی را در خود پنهان کرده است و اساساً دنیا و دنیا خواهان در این پدیده مشترکند و هر دو در راه بی وفائی می روند، زاده دنیا از آنجا که با اوصاف دنیائی در آمیخته است چنانچه خود را از این بستگی نرهانَد صفت بی وفائی را در نهاد خود مُستقر می دارد و قابل اتکاء و اطمینان نخواهد بود.
چنین انسانی چنانکه همانند دنیا به تو اقبال نشان دهد و روی خود را به تو بنماید در حقیقت به تو پشت کرده و تو را فریب داده و در وادی شیفتگی درآورده است. دنیا و دنیا طلبان به ناگاه انسان را در قفای خود قرار می دهند و او را نگون بخت می سازند و عهدها می شکنند و آدمی را به سختی ها گرفتار می کنند چرا که گفته اند:(اَلولَدُ سِرُّ اَبیه) در نقطه مقابل انسان های رها شده از خویش مادی از دنیا و متعلقات آن رها شده اند و به عالم دیگری اتصال یافته و لذا خلق و خوی آن جهانی گرفته اند و از همین رو در عهد و پیمان وفاداری نشان می دهند و به جوهر عالم معنا که جاودانگی و ابدیت است متصف گشته اند و از این رو قابل اعتمادند و دوستی آنان پایدار و استوار است:
زادۀ دنیا چو دنیا بی وفاست گر چه رُو آرَد به تو، آن رُو قفاست
اهل آن عالم، چو آن عالم زِ بِرّ تا اَبد در عهد و پیمان مُستمَر
قفا=پشت
بِرّ= نیکی
جمال حق...ما را در سایت جمال حق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 132