قانون 621

خرید بک لینک

گر بخواهی، وَر نخواهی، با چراغ دیده گردد نقشِ باز و نقشِ زاغ

باز در فرهنگ مولانا نماد عارفان و خاصان حق و مأمور شکار جان های برگزیده و زاغ نماد آدمیان دنیا طلب و فرومایگان و مدعیان دروغین تلقی می شود که آنان در گلزار معنا و اینان در ویرانۀ دنیا مأوا گزیده اند، باز نور می خورد و زاغ مردار خوارست، در این بیت جلال الدین می گوید چه بخواهی و چه نخواهی تنها راه برای تشخیص و شناخت و تفاوت میان بازِ شکاری و زاغ مرده خوار در پرتو روشنائی و نور قرار دادن آنان است و بدون چراغ نمی توان بازان و زاغان را از هم باز شناخت. زاغان به ظاهر خود را در کسوت باز جلوه گر می کنند و آتش دغل و ریا می افروزند و صدای بازهای سفید که نماد اولیای حقند را تقلید می نمایند و از اصطلاحات و تعابیر آنان بهره می گیرند تا طالبان حقیقت را به خود بخوانند.

در مسیر زندگی آدمیان همواره باز و زاغ وجود داشته و همواره زاغ صفتان کوشیده اند تا با بهره گیری از قاعده فریب و تزویر و ریا که از آموزه های دیو نفس و شیطان رجیم است خود را به جای بازِ شاهی جا بزنند و در پی مطامع دنیایی خود آدمیان را در سیطره اراده خویش قرار دهند، لکن هر آنچه از اینان ظاهر می شود تقلیدی و بی ریشه است و همانند کسی است که صدای هُدهُد بیاموزد و از آن تقلید کند و خود را پیک سلیمان معرفی کند، در این میان البته فرقی نهانی وجود دارد و آن اینکه هُدهُد تقلیدی و قلابی هرگز ندای باطن را در نمی یابد و پیغام سبا را دریافت نمی دارد و از اسرارعالم جان با خبر نمی شود و سرانجام طشت رسوائی او از فراز دروغین بامشان فرو می اُفتد و رسوائی آنان آشکار می گردد. بنابراین تو ای انسان باید با نور جان و صیقلی کردن درون بانگ زنده دلان و مُرده جانان را تشخیص دهی و تاج عاریتی و صبوری شاهان را از تاج حقیقی و باطنی هُدهُدان باز شناسی :

وَر نَه این زاغان دغل افروختند بانگ بازانِ سفید آموختند

بانگ هُدهُد گر بیاموزد فتی رازِ هُدهُد کو و پیغام سبا

بانگ بر رسته ز بر بسته بدان تاج شاهان را ز تاج هُدهُدان

جمال حق...

ما را در سایت جمال حق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:02

صفحه بندی