قانون 622

خرید بک لینک

پس تو را هر غم که پیش آید زِ درد بر کسی تُهمت مَنِه، بر خویش گرد

این بیت از مثنوی ناظر به داستانی است که پادشاهی بود و او را غلامی که در انجام وظایف خود کوتاهی می کرد و سرانجام به دستور پادشاه به گوشه ای رانده و در دسترسی به غذا و خوراکی ها محدودو رزق او تقلیل ییافت . غلام از تصمیم پادشاه برآشفت و بدون آنکه خود را ارزیابی کند و رفتار و کردار خود را مورد بررسی و اصلاح قرار دهد نامه ای گلایه آمیز و تند و تیز با ظاهری مؤدبانه برای پادشاه نوشت و برای سلطان فرستاد، مولانا با بهره گیری از این واقعه می گوید: آنگاه که رنج و اندوهی در تو پدیدار می شود و اندرون تو را مُشوش می کند دیگران را متهم مکن و بر آنان تهمت مَنه بلکه به اندرون خود بازگرد و باطن خود را کاوش کن و رنج ناشی از اعمال و اندیشه های خود را به گردن دیگران مینداز و با واکاوی خود کاستی ها را مرتفع و زمینه رشد و کمال را فراهم ساز و از این این طریق خود را از غم و درد رهائی بخش.

از نگاه عارف بزرگی چون جلال الدین آنچه از تندی و زشتی در نامۀ غلام و خطاب او به پادشاه وجود داشت در حقیقت انعکاس مکنونات درونی و اوصاف و ویژگیهای آن غلام بوده است که آن را به سلطان نسبت داده است. مولانا معتقد است در بسیاری از موارد نسبت دادن زشتی ها و ناروائی ها به دیگر انسان ها و متهم کردن آنان در مراودات فردی و اجتماعی در واقع بازتاب اوصاف درونی معترض است که بدین صورت تجلی می یابد و تواتر و تکرر این پدیده به حدی گسترده است که می تواند به قاعده ای تبدیل شود. آن غلام بجای آن که به محاسبه خود بپردازد و کثریهای خود را دریابد، گاهی با آشپز دربار شاهی و گاهی با آن شاه سخاوتمند خشم می گرفت و به ستیزه جوئی بر می خاست:

ظَن مَبَر بر دیگری ای دوستکام آن مَکن که می سگالید آن غلام

گاه جنگش بار سول و مطبخی گاه، خشمش با شهنشاهِ سخی

سگالیدن= اندیشیدن

جمال حق...

ما را در سایت جمال حق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:02

صفحه بندی