تو چو عزمِ دين كني با اجتهاد ديو، بانگَت بر زند اندر نهاد
در اين بيت مولانا با استفاده از مفاد آيه شريفه 64 سوره اِسراء مي گويد: آنگاه كه آدمي عزم و اراده ي خو را براي اجتهاد در امور باطني و معارف ديني و خودشناسي جزم كند بايد بداند كه ديو و شيطان رجيم به تعبير باطني نفس اماره فرياد بر خواهد آورد و انسان را در مسيري كه در پيش گرفته است مي ترساند و مُردد مي كند و به او مي گويد كه اي گمراه و اي كسي كه به بيراهه مي روي، بيانديش و به آن سو مرو، چرا كه به چنگال فقر و درويشي گرفتار خواهي شد و به گودال تنگدستي فرو خواهدي افتاد :
كه مَرو ز آن سو، بيانديش اي غَوي كه اسير رنج و درويشي شَوي
شيطان در درون اسنان وسوسه مي كند و ادامه مي دهد كه چنانچه راه دين و ايمان را پيشه خود سازي حتما به بينوايي دچار خواهي شد و آنگاه از راهي كه در پيش گرفته اي پشيمان خواهي شد، در حقيقت ديو درون با وسوسه انگيريهاي خود، انسان را در پويش طريق حق به وهم و ترديد و شك و دودلي مي كشاند و او را از حركت در راه راست مي ترساند تا آدمي را به گمراهي برساند '
بي نوا گردي، ز ياران وا بُري خوار گردي و پشيماني خوري
شيطان با اغواگري اين ترديد را تشديد مي كند و تا آنجا پيش مي رود كه انسان بر اثر اصرار و بانگ مخوف ديو لعين بيمناك مي شود و ناگهان از راهي كه در پيش گرفته است واپس مي رود و چون از طريق حق واپس مي گريزد ناگزير به جاده ضَلالت مي افتد و همراه شيطان مي شود و طي مسير را وا مي نهد و پيمودن آن ره به آتيه اي كه هرگز نخواهد آمد موكول مي كند :
تو ز بيم بانگ آن ديو لعين وا گريزي در ضلالت از يقين
كه هَلا فردا و پس فردا مراست راه دين پويم كه مهلت پيش پاست؟
جمال حق...ما را در سایت جمال حق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126